اینجا در اتاق تنها نشستهام. هنوز کسی نیامده است. هندزفری را چپاندهام در گوشم اما چیزی در حال پخش نیست. فایلهای موسیقی را بالا و پایین میکنم، همه را دوست دارم و در این یکماه بارها آنها را شنیدهام. اما حالا میترسم. کافیست علامت پِلی را لمس کنم و بعد..
چرا هر قدر جلوتر میروم دنیا مسخرهتر و مزخرفتر میشود؟
*بیدل
برچسب: که گم, جوانی را,دعا برای چیزی که گم کردیم,
نویسنده: رویا موسوی