ساعت را کوک کرده بودم روی چهار و نیم تا بیدار شوم و بشوم ماشین کوکی هر روز. رتق و فتق صبحانه و نمیدانم چه. هر چه لازم است و باید. اما از خواب پریدم. زودتر. خودم را رساندم به پذیرایی و مرغِ سرکَنده بودم.
برچسب: یا رب امان ده تا باز بیند,یا رب امان ده,یا رب امان ده تا باز بینم,
نویسنده: رویا موسوی